بمباران شیمیایی سردشت بمبارانی بود که نیروی
هوایی عراق از ۷ تیر۱۳۶۶ با استفاده از بمبهای شیمیایی در چهار نقطه پر ازدحام
شهر سردشت (از توابع استان آذربایجان غربی) انجام شد. در این حمله ۱۱۰ نفر از
ساکنان غیرنظامی شهر کشته و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و
مسموم شدند.
کشتار غیرنظامیان
در کتاب «حقوق مخاصمات مسلحانه» نوشتهٔ «شارل
روسو» آمدهاست: «جنگ به هیچ وجه رابطهٔ انسان با انسان نیست، بلکه رابطهٔ دولت با
دولت است که در این رابطه افراد خصوصی به گونهای اتّفاقی دشمنِ یکدیگر شدهاند و
این نه به عنوان دو انسان بلکه به عنوان شهروند، نه به عنوان اعضاء یک میهن بلکه
به عنوان مدافع»
در جریان جنگ غیرنظامیان در آن دخالتی ندارند
و بنابراین آثار جنگ هم نباید دامنگیر آنان شود. طبق مقرّرات وضع شده در سال ۱۸۷۴
(کنفرانس بروکسل) و سالهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ (کنفرانس لاهه) کشورهای متخاصم ملزم شدهاند
که از سرایت جنگ به افراد غیر نظامی خودداری کرده و افراد غیر نظامی را از صحنهٔ
درگیری خارج نمایند. علاوه برآن از گسترش جبهههای جنگ به مناطق مسکونی منع شدهاند.
واکنشها
بمباران شیمیایی شهر مرزی سردشت فجیعترین
تهاجم شیمیایی بود که آثار و مشکلات منفی بسیاری به وجود آورد. جمهوری اسلامی
ایران، این تهاجم را غیر انسانی اعلام داشت و شهر سردشت را اولین شهر قربانی جنگ
افزارهای شیمیایی در جهان پس از بمباران هستهای هیروشیما نامید. مجامع جهاني به
دليل نفوذ پشتيبانان صدام حسين، قادر به انجام اقدام قابل توجهي نبودند. در
فروردين سال 1365 (1986) سرانجام اعضاي شورای امنیت سازمان ملل متحد در واكنش به
جنايات جنگي آشكار صدام حسين، مصوبهاي را در محكوميت به كارگیری سلاح شیمیایی
توسط او گذراندند كه با وتوي آمریكا بياثر شد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 18:53  توسط عثمان رشیدی
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 18:51  توسط عثمان رشیدی
|

عضو جامعه ي ستاره پردازان دانشگاه آزاد اسلامي سردشت

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 12:29  توسط عثمان رشیدی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 18:43  توسط عثمان رشیدی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 22:43  توسط عثمان رشیدی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 19:2  توسط عثمان رشیدی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 19:1  توسط عثمان رشیدی
|
سالياني
است كه به خلاقيت به مثابه يكي از توانمندي هاي عالي ذهني مورد توجه قرار مي گيرد.
اين موضوع مورد توجه فلاسفه ، دانشمندان علوم تجربي، و دانشمندان علوم نظري و
انساني بوده است. براي گسترش دامنه بررسي خلاقيت و روشن سازي دورن داشت خلاقيت،
روان شناسان، به ويژه روان شناسان حوزه آموزش و پرورش زحمات زيادي را متحمل شده
اند. با اينهمه، آنچه در زمينه ي خلاقيت ارائه شده است، بيشتر در برگيرنده ي شيوه
هاي پرورش خلاقيت است، و كم تر به اين امر كه چگونه مي توان مبتني بر خلاقيت عمل
كرد، پرداخته شده است. در روش تدريس مبتني بر خلاقيت، تلاش بر اين است كه شيوه
خلاقانه عمل كردن از سوي معلم و دانش آموز باز نموده شود. معلم بايد با استفاده از
روش تدريس حاضر به گونه اي تدريس كند كه بتوان با شاخص هاي خلاقيت آن را خلاقانه
ناميد. دانش آموزان هم بايد در فراگيري از راه هاي خلاقانه بهره گيرد.
روش
تدريس مبتني بر خلاقيت، اندك زماني است كه مورد توجه قرار گرفته است. اوج توجه به
روش تدريس مبتني بر خلاقيت پس از دهه ي 1980 بوده است. ولي بيشترين توجه به خلاقيت
از حدود نيمه دوم قرن بيستم آغاز شده است. ج.پ.گيلفورد از پيشگامان پژوهش در زمينه
خلاقيت بوده و – پژوهش هاي زيادي را در اين باره انجام داده است. در آغاز كار،
تعاريف زيادي از سوي كسان زيادي درباره ي خلاقيت ارائه مي شد و برداشت هاي متفاوتي
هم از آن در ميان بود. براي مثال، رابرت . ام . گانيه بر اين باور بود كه خلافيت
گونه اي از حل مسئله است. و تعاريف زير از خلاقيت به عمل آمده است:
1. خلاقيت، سيالات، انعطاف پذيري و اصليت
(بكر بودن) را شامل است.
2. خلاقيت در هم كردن عناصري متناسب و جدا
از هم است كه به منظور كسب سود انجام مي گيرد.
3. خلاقيت انجام دادن كاري نو است كه از
سوي گروه ها يا افرادي مورد توجه قرار مي گيرد، يا آنكه براي برآوردن نيازي
استفاده مي شود.
هر كدام از
تعاريف فوق را مي توان از ديدگاه هاي گوناگوني نقد كرد و يا مي توان ايراداتي به
آنها وارد كرد. ولي با اندك مسامحه اي مي توان تا حدودي هر كدام از تعاريف ياد شده
را پذيرفت و با بيان شرط هايي آنها را قابل استفاده كرد. در ادامه شرط هاي خلاقيت
و كار خلاق مي آيد.
يكي از شرط
هاي روشن و يا نسبتاً روشن خلاقيت آن است كه چيزي را كه يادگيرنده ارائه مي دهد يا
معلم مي نماياند بايد ثمره كار خود وي باشد. اين شرط مبين آن نيست كه كار تكراري و
طوطي وار هم بايد خلاقيت ناميد، بكله كاري متعلق به فرد است كه برآمده از انديشه
خودش باشد. از اين رو، دانش آموزي كه فقط از قواعد «معلم گفته» بهره مي گيرد و
تمرين مي كند كار خلاق انجام نمي شود. يا معلمي را كه صرفاً به طور صريح مايه كار
خود را تقليد معلمان پيشين قرار مي دهد خلاق مي ناميم. شرط ديگر خلاقيت را مي توان
«اصالت كار» در نظر آورد. اصالت كار به معني گشودن راه هاي جديد براي حل مسائل يا
بررسي رخ دادها يا يادگيري واقعيت ها ، مفاهيم ، اصول و .. است . اگر يادگيرنده و
معلم هر كدام به كاري كه انجام مي دهند – تدريس / يادگيري – از زاويه اي نگاه كنند
كه تسهيل كننده باشد، كاري انجام داده اند كه اصيل است. يعني ، به نحوي مي توان آن
كار را از مجموع كارهايي كه در اين راه صورت مي گيرد تميز داد و برجسته دانست.
از شرط هاي
ديگر خلاقيت و اثر خلاقانه، هدفداري آنست. بنا به گفته ي داستايوسكي ، اينكه
بگوييم انسان موجودي خلاق است، بدين معنا است كه بگوييم تقدير انسان تلاشي آگاهانه
در حصول به يك هدف و اشتغال در مهندسي – يعني ساختن مداوم راه هاي نوين – است.
منظور از اين گفته آنست كه هر فرد خلاق، اثري را كه مي آفريند بايد براي هدفي خاص
باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390ساعت 14:54  توسط عثمان رشیدی
|
امروزه اكثر سازمانها دوره هاي آموزشي متعددي را در مراكز آموزش خود و يا مراكز
آموزش موجود در داخل يا خارج از كشور براي توسعه كاركنان خود برگزار مي كنند و
اجراي هر دوره متضمن سرمايه گذاري هنگفت و صرف زمان خدمتي نيروي انساني فعال است.
لـــذا آگاهي از ميزان اثربخشي دوره هاي آموزشي و بازدهي حاصل از آنها براي مديران
بسيار حائزاهميت است به طوري كه همواره چنين پرسشهايي را مطرح مي كنند: سهم آموزش
در بهبود محصول / خدمات توليد شده سازمان چقدر است؟ دوره هاي آموزشي برگزار شده
چقدر ما را در تحقق اهدافمان كمك كرده است؟ كاستـــي ها و قوتهاي برنامه هاي
آموزشي كدامند؟
ارزشيـــابي يكي از مهمترين مراحل برنامه ريزي آموزشي است كه انجام صحيح آن
اطلاعــات بسيار مفيدي را درباره چگونگي طرح ريزي و اجراي برنامه هاي آموزشي در
اختيار مي گذارد و مبناي مفيدي جهت ارزيابي عملكــــرد آموزشي مراكز آموزش به دست
مي دهد.
علي رغم اهميت فوق العاده ارزشيابي، شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه اين وظيفه
حساس برنامه ريزي آموزشي در اغلب سازمانها به صورت مدون و منسجم صورت نمي گيرد و
با مسامحه با آن برخورد مي شود، علل اين امر ممكن است: تخصيص ندادن زمان كافي،
فقدان ابزار و روش ارزشيابي، نبود متخصص آموزشي باشد و يا امكان دارد پيچيدگي خود
ارزشيابي باعث اين مسامحه شده باشد.
از اين رو، ارزشيابي آمــــوزش فرايند جمع آوري ستاده هاي موردنياز براي تعيين
اثربخشي آموزش است و اثربخشي فوايدي است كه سازمان و فراگيران از آموزش دريافت مي
كنند. فوايد آموزش براي فراگيران شامل يادگيري مهارت يا رفتارهاي جديد و... و براي
سازمان مي تواند شامل كاهش ضايعات، كاهش غيبت، افزايش ضريب ايمني در محيط كار و
رضايت مشتري و... باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 10:56  توسط عثمان رشیدی
|
دانشآموزان قبولي پايه اول
نظري وارد مرحله انتخاب رشته ميشوند كه اين انتخاب، نقش سازندهاي در زندگي فردي
و اجتماعي و شغلي آينده آنها ايفا ميكند.
با توجه به اينكه افراد
جامعه از نظر عوامل فردي و محيطي با هم متفاوتند، انتخاب عاقلانه يك شغل متأثر از
سه عامل است:
- فرد
شناخت دقيق و روشني از خود (استعدادها، علايق، آرزوها، تواناييها، محدوديتها
و علل آنها) داشته باشد.
- به
شرايط موفقيت، مزايا، فرصتها، نتايج، خطوط و جهات مختلف كار و خسارتها آگاهي
داشته باشد.
- ارتباط
و استدلال صحيحي بين اين دو دسته عوامل و حقايق برقرار كند.
الف ) عوامل فردي:
1. استعداد و تواناييهاي ذهني : استعداد يك توانايي بالقوه و مجموعهاي از
قابليتها است كه در انجام كارها موجب شايستگي فرد ميشود، با توجه به اينكه
استعداد افراد گوناگون بوده و تفاوتهاي زيادي دارند، شناخت استعدادها، مهترين گام
در راه استفادهي صحيح از آن است لذا دانشآموزان با شناختي كه از تواناييهاي
بالقوهي خويش دارند، ميتوانند در انتخاب رشتهي مناسب و دلخواه خويش موفق شوند.
2. علايق و رغبتهاي تحصيلي : علايق و رغبتهاي
تحصيلي امور جداي از هم نيستند و معمولاً افراد به اموري علاقه نشان ميدهند كه
توانايي بيشتري براي انجام آن دارند. شناخت رغبتها و علايق در سرنوشت افراد تأثير
بسزايي دارد. رغبت، مجذوب شدن به فعاليت و پيگيري آن است و موجب احساس رضايت فرد
ميشود و علاقه باعث نشاط و شادابي است و كار را در نظر فرد ارزنده جلوه ميدهد و
به پرورش تواناييهاي او كمك ميكند.
3. ويژگيهاي شخصيتي : شخصيت به معناي نحوهي
رفتار فرد و تركيبي از خصوصيات جسمي و ذهني و اجتماعي اوست. رفتاري كه از فرد سر
ميزند گوياي شخصيت او بوده و انسانها از نظر خصايص با يكديگر متفاوت هستند. فرد
با توجه به شخصيتي كه دارد، امكان موفقيت در رشتهي تحصيلي يا شغلي خود را فراهم
مينمايد كه احتمالا فرد ديگر نميتواند آن را كسب كند. لذا بعضي از مشاغل احتياج
به صبر و بردباري و برخي ديگر نياز به قدرت روحي ومقابله دارد. در حقيقت انتخاب
شغل نوعي ارائهي شخصيت است كه بايد مورد توجه قرار گيرد
4. اطلاعات و معلومات تخصصي : كسب اطلاعات و
معلومات تخصصي و نيمهتخصصي امكان دستيابي به شغل مناسب را افزايش ميدهد و راهيابي
به تحصيلات دانشگاهي و مراكز آموزش عالي را فراهم مينمايد.
5. جنسيت و شرايط جسماني : امروزه گرچه تفاوت بين
زن و مرد در انتخاب شغل به تدريج در حال منسوخ شدن است اما بعضي از مشاغل نسبت
بيشتري از يك نوع جنس را به خود اختصاص دادهاند. انتخاب شغل بيشتر به تواناييهاي
روحي و جسمي افراد مربوط ميشود و سلامت جسماني از عوامل مؤثر در انتخاب رشته و
شغل محسوب ميشود.
ب) عوامل محيطي:
1. خانواده : افراد براساس روابط متقابل
اعضاي خانواده و فضاي حاكم برنامهسازي آن شكل ميگيرند. محيط زندگي و خانواده ميتواند
موجبات پيشرفت يا محدوديت فرد را فراهم كند. مشكلات خانواده به طور مستقيم و
غيرمستقيم در زندگي افراد خانواده تأثير دارد و دانشآموز بايد با درنظر گرفتن
شرايط و امكانات موجود در جهت انتخاب رشتهي تحصيلي و شغل مناسب تلاش نمايد.
2.
شرايط
اجتماعي : نيازهاي اجتماعي و اقتصادي هر جامعه بنابر مقتضيات زمان و پيشرفتهاي
صنعتي و تكنولوژيكي تغيير مييابد و بازار مشاغل نيز متناسب با آن در حال نوسان
است. لذا بايستي در انتخاب رشته و شغل آينده به نيازهاي اجتماعي و اقتصادي هر
منطقه توجه خاصي مبذول گردد.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 18:58  توسط عثمان رشیدی
|